نظریه‌ی تعیین‌گری شخصی

واسه به دست آوردن جزییات بیشتر و جستجو در بین هزاران پایان نامه

در موضوعات جور واجور و دانلود متن کامل اونا

با فرمت ورد به سایت  zusa.ir  مراجعه کنین

نظریه ی تعیین گری شخصی[۱] (SDT) یه نظریه ی عمومی از انگیزه آدمیه که به میزانی که رفتار افراد خود تائید شده یا خود تعیین شده، می پردازه (دسی و رایان، ۲۰۰۲). بنیان نظریه بر این اصل استواره که افراد دارای تمایل ذاتی منظم ای در جهت رشد[۲]، کامل سازی خود[۳]، و حل
ناهمسازی های روانشناختی هستن (رایان، ۱۹۹۵؛ رایان و دسی، ۲۰۰۰).
SDT اساسأ در دهه ی ۱۹۷۰ از بررسی های آزمایشی و میدونی انجام شده روی اثرات رویدادهای محیطی مثل جایزه ها، جایزه، یا دستورات بر انگیزه داخلی رشد پیدا کرد (مثلا لپر، گرین[۴] و نیسبت[۵] ، ۱۹۷۳؛ دسی و رایان، ۱۹۸۰؛ همه به نقل از دسی و رایان، ۲۰۰۰) اما از نیمه های دهه ی ۱۹۸۰ بود که به صورت رسمی معرفی شد و به عنوان یه نظریه ی تجربی محکم مطرح گشت (دسی و رایان، ۲۰۰۸).
در ادامه علاقه به عواملی که انگیزه داخلی رو آسون کردن می کنن یا کاهش میدن منتهی به بررسی های نظری و تجربی رفتار ارادی[۶] کلا تر گشت. به صورت اختصاصی یکی از زمینه های مورد علاقه در این نظریه مربوط به این پرسشه که افراد چیجوری انگیزه های خارجی رو داخلی سازی می کنن، کامل می سازند و واسه این که به طور خود پیرو در فعالیت های زندگی روزمره درگیر شن به خود تنظیمی[۷] رفتارای خود می رسند (دسی و رایان،b ۱۹۸۵؛ دسی و رایان، ۲۰۰۰).
در حالی که بیشتر نظریه های تاریخی و معاصر انگیزه عمدتأ با انگیزه به عنوان مفهومی واحد برخورد کرده ان، یعنی بر مقدار کلی انگیزه افراد واسه رفتارها یا فعالیت های مشخص متمرکز بوده ان، SDT کار خود رو با فرق گذاشتن میان شکل های جور واجور انگیزه شروع می کنه. اندیشه ی اصلی SDT اینه که نوع[۸] یا کیفیت[۹] انگیزه فرد می تونه در پیش بینی بیشتر نتیجه های مهم مثل سلامت روانشناختی و بهزیستی، کارکرد موثر، حل مسئله ی شناختی، و یادگیری عمیق یا مفهومی، نسبت به مقدار کلی انگیزه اهمیت بیشتری داشته باشه (تیلور[۱۰] و نتومانیس[۱۱]، ۲۰۰۷).
در SDT انگیزه[۱۲] به عنوان دلیل زیر بنایی رفتار تعریف می شه. SDT سه نوع جور واجور از انگیزه رو، که بعد کیفیت انگیزه رو نشون می بدن، مطرح می سازه که برحسب سطح تعیین گری شون تغییر می کنن. انگیزه داخلی[۱۳] (IM)، که شامل انجام رفتار به خاطر خود اون هستش. انگیزه خارجی[۱۴] (EM)، که اشاره داره به انجام عملی به دلایلی بیرون از خود اون عمل. و، ناانگیختگی[۱۵] (AM)، که به از دست دادن انگیزه اشاره داره و وقتی دیده می شه که افراد هیچ وابستگی ای[۱۶] میان اعمال خود و نتیجه های اونا مشاهده نمی کنن (راتل[۱۷]، گوای، والرند، لاروسه[۱۸] و سنکال[۱۹]، ۲۰۰۷).
هر کدوم از این شکل های جور واجور انگیزه با در نظر گرفتن اندازه خود پیروی همراه اون از بقیه شکل های جور واجور دیگه فرق پیدا می کنه، اینطوری که در طول پیوستاری از تعیین گری شخصی پایین (نا انگیختگی) تا بالا (انگیزه داخلی) قرار می گیرد (دسی و رایان، ۱۹۸۵).
انگیزه داخلی با مشارکت جستن تو یه فعالیت به خاطر لذت ذاتی اون سر و کار داره (رایان و دسی، ۲۰۰۰). انگیزه خارجی وقتیه که فرد واسه به دست آوردن بازده هایی که از خود فعالیت جدا هستن در اون درگیر می شه (رایان و دسی، ۲۰۰۰).
شکل های جور واجور خاصی از انگیزه خارجی مشخص شده ان که از دید اندازه خود پیروی یا تعیین گری شخصی، بسته به میزانی که افراد در داخلی سازی تنظیم خارجی اولیه ی رفتار موفق بوده ان، از هم فرق پیدا می کنن (دسی، رایان، ۱۹۸۵؛ رایان و کانل ۱۹۸۹؛ رایان، کانل و دسی، ۱۹۸۵؛ به نقل از دسی و رایان، ۲۰۰۰).
رفتار برانگیخته ی خارجی رو می توان در چهار انگیزه ی مشخص از هم جدا کرد. این انگیزه ها شامل “تنظیم خارجی[۲۰]”، ” تنظیم درون فکنی شده[۲۱]”، “تنظیم هویت یافته[۲۲]” و ” تنظیم کامل[۲۳]” است (دسی، رایان، ۱۹۸۵؛ رایان و کانل، ۱۹۸۹؛ رایان، کانل و گرولنیک، ۱۹۹۲؛ به نقل از دسی و رایان ، ۲۰۰۰).
کم خود پیروترین شکل انگیزه خارجی در تنظیم بیرونیه یعنی وقتی که فرد واسه گرفتن پاداشهای خارجی یا واسه دوری از تنبیه در فعالیتی درگیر می شه (دسی و رایان، ۱۹۸۵).
در تنظیم درون فکنی شده آدما به دلیل فشار داخلی، احساس گناه یا ارتقای نفس[۲۴] به یه فعالیت مشغول می شن (رایان و دسی، ۲۰۰۰). تنظیم هویت یافته وقتی دیده می شن که آدما به خاطر این تو یه فعالیت شرکت می کنن که مشارکت در اون رو واسه رشد شخصی خود مهم می دانند. در این نوع تنظیم از اونجایی که به فعالیت بها داده می شه رفتار بواسطه انتخاب انجام می گیرد و خود تعیین شده. تنظیم کامل وقتی رخ میدن که تنظیم هویت یافته به طور کامل با خود[۲۵] ترکیب گشته ان و با بقیه ارزشها و نیازای فرد هماهنگ شده ان. تحت تنظیم کامل، رفتار هم بواسطه ی انتخاب و به خاطر این انجام می گیرد که با بقیه جنبه های خود مثل نیازها و ارزش های فرد هماهنگه (ون استینکیست، لنز و دسی، ۲۰۰۶).
ناانگیختگی[۲۶] به حالت از دست دادن هر گونه توجه به درگیری در رفتار مورد نظر اشاره داره (دسی و رایان، ۱۹۸۵؛ مارکلند[۲۷] و توبین[۲۸]، ۲۰۰۴).
ناانگیختگی از نظر مفهومی مشابه معنی “درموندگی آموخته شده[۲۹]” (آبرامسون[۳۰]، سلیگمن[۳۱] و تیزدل[۳۲]، ۱۹۷۸؛ دسی و رایان، ۲۰۰۰) است، چون با احساس کفایت پایین و نبود وجود رابطه بین رفتار و نتیجه های اون همراه س (والرند[۳۳]، ۱۹۹۷).
اصلی ترین تفاوت در SDT میان انگیزه خود پیرو و انگیزه کنترل شده. انگیزه خود پیرو[۳۴]، انگیزه داخلی و انواعی از انگیزه خارجی رو، که در اونا فرد با ارزش یه فعالیت مثل سازی می کنه و اون رو در حسی از خود[۳۵] کامل[۳۶] می سازه، شامل می شه. وقتی که افراد دارای انگیزه خود پیرو هستن، اراده یا تایید شخصی رو در اعمال خود تجربه می کنن. در مقابل،  انگیزه کنترل شده[۳۷]، تنظیم خارجی، که در اون رفتار فرد تابعی از وابستگی های جایزه یا تنبیه س، و تنظیم درون فکنی شده، که در اون تنظیم رفتار تا حدی داخلی سازی شده و به وسیله عواملی مثل دریافت تایید، دوری از شرم، عزت نفس مشروط برانگیخته می شه، رو در بر می گیرد. وقتی که افراد کنترل شده هستن، واسه این که به راه معینی فکر، احساس و رفتار کنن، در فشار قرار دارن. هم انگیزه خود پیرو و هم انگیزه کنترل شده رفتار رو برمی انگیزند و هدایت می کنن، بنابر این در مقابل ناانگیختگی قرار می گیرند که به از دست دادن قصد و انگیزه اشاره می کنه (تیلور و نتومانیس، ۲۰۰۷).
بعد دسی و رایان (۱۹۹۱، ۱۹۹۵ ) کار اولیه ی فرق گذاشتن میان انگیزه داخلی و خارجی رو گسترش دادن و سه نیاز کلی ی داخلی رو در تعیین گری شخصی مطرح ساختن. براساس دسی و رایان (۲۰۰۲)، سه نیاز روانشناختی، فرد رو واسه رفتار آغازگرانه برمی انگیزند و سطح تعیین گری شخصی فرد رو تعیین می کنن، این نیازها به باور اونا جهان عمومیت، ذاتی و روانشناختی هستن که شامل نیاز به کفایت، خود پیروی و وابستگیه. خود پیروی[۳۸] به منبع رفتار خود بودن و به دست آوردن یه همخوانی میان فعالیت و حس کامل ی خود اشاره می کنه. کفایت[۳۹] ناظره بر نیاز به داشتن تاثیر بر محیط و به دست آوردن بازده های مورد نظر، و وابستگی[۴۰] به تمایل به احساس پیوند با افراد مهم از نظر فرد اشاره داره.
SDT شامل چهار خرده نظریه[۴۱] است (دسی و رایان، ۲۰۰۲). این نظریه ها عبارتند از:
نظریه ی آزمایش شناختی
نظریه ی آزمایش شناختی[۴۲] به وسیله دسی و رایان (b ۱۹۸۵) واسه مشخص ساختن این که چه عواملی در بافت های اجتماعی بر انگیزه داخلی تاثیر می گذارن و در اون تغییر ایجاد می کنن ارائه شد. پایه های فکری CET، با تمرکز کلی ی اونا بر نیاز به کفایت و خود پیروی، با ترکیب مجموعه ای از یافته های حاصل از بررسی های اولیه ی انجام شده روی اثرات جایزه ها، بازخورد و دیگه رویدادهای خارجی بر انگیزه داخلی شکل پیدا کردن. CET، که به صورت یه خرده  نظریه ی تعیین گری شخصی در نظر گرفته می شه، مدعیه که نیازای بنیادی روانشناختی به خود پیروی و کفایت عامل های کلی در انگیزه داخلی هستن و درجه ای که عوامل بافتی (جایزه ها، تنبیه ها، ضرب الاجل ها، و چیزای دیگه ای به جز اینا) بر انگیزه داخلی تاثیر می گذارن به این بستگی داره که چقدر این عوامل از ارضای نیازای بنیادی روانشناختی پشتیبانی می کنن یا مانع از اونا می شن (رایان و دسی، ۲۰۰۰).
به طور خاص، نظریه ی آزمایش شناختی (دسی و رایان، ۲۰۰۲) درک کفایت و مکان درک شده ی علّیت رو به عنوان دو جنبه ی شناختی اصلی رویدادهای بافتی که بر انگیزه داخلی تاثیر می گذارن، توصیف می کنن.
درک کفایت[۴۳] رابطه نیرومندی با نیاز به کفایت داره. وقتی که اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین یه عمل، رویدادهای بافتی بین فردی (مانند جایزه ها، رابطه ها، بازخورد) به احساسات کفایت[۴۴] منتهی می شن می تونن انگیزه داخلی واسه اون عمل رو زیاد کنن، چون اونا ارضای نیاز بنیادی به کفایت رو جفت و جور می بیارن. روند شناختی دوم، مکان درک شده ی علّیت[۴۵] (PLOC) ، قویأ تحت تاثیر نیاز به خود پیروی قرار داره. گفته می شه انگیزه داخلی وقتی کاهش می یابد که یه اتفاق بافتی تغییری رو بیشتر در جهت یه مکان خارجی علّیت[۴۶] (E-PLOC) ایجاد کنه. در مقابل، وقتی که رویدادی در جهت مکان داخلی علیت[۴۷]
(I-PLOC) حرکت می کنه، انگیزه داخلی افزایش می یابد (رایان و دسی ، a ۲۰۰۰).
در ادامه CET (دسی و رایان، ۲۰۰۲) بیان می داره که احساسات کفایت، انگیزه داخلی رو تنها وقتی افزایش می دهد که با حسی از خود پیروی[۴۸] یا، برحسب اصطلاحات اسنادی[۴۹]، با مکان علّیت درک شده ی داخلی[۵۰] (I-PLOC؛ دوچارمز، ۱۹۶۸) همراه باشن. از این رو افراد نه فقط باید کفایت درک شده (یا تاثیر شخصی) رو تجربه کنن بلکه باید رفتار خود رو خود تعیین شده هم تجربه کنن تا انگیزه داخلی حفظ شه و زیاد شه. به بیان دیگه، واسه داشتن سطح بالایی از انگیزه داخلی، افراد هم باید ارضای نیاز به کفایت رو تجربه کنن و هم ارضای نیاز به خود پیروی رو. در این مورد بیشتر تحقیق ها (مانند ایسور و همکاران، ۲۰۰۰؛ کاسر، ۱۹۹۵؛ ویلیام، کاکس، هدبرگ و دسی، ۲۰۰۰؛ به نقل از دسی و رایان، ۲۰۰۰) بر اثرات شرایط بافتی که از نیاز به کفایت و خود پیروی پشتیبانی می کنن یا مانع از اون می شن متمرکز بوده ان، اما با این حال تعدادی از تحقیق ها نشون داده ان که پشتیبانی ها می تونه، تا حدی، از منابع داخلی پایدار افراد، که از احساسات پیشرونده ی کفایت و خود پیروی اونا پشتیبانی می کنن، ناشی شن.
CET هم اینکه میان جنبه های کنترل کننده[۵۱] و اطلاعاتی[۵۲] رویدادهای بافتی یا محیط فرق قائل می شه (دسی و رایان، ۲۰۰۲).
بعد کنترل کننده به عواملی در محیط اجتماعی اشاره داره که در جهت یافته های معینی به فرد فشار می بیارن، از این رو یه جابجایی به سمت مکان علیت درک شده ی خارجی تر ایجاد می کنن، در حالی که بعد اطلاعاتی اشاره به رویدادهای اطلاعاتی و ارتباطاتی داره که به فرد در مورد کارکرد ش بازخورد ارائه می کنن و در نتیجه نقش مهمی رو در تجربه ی کفایت به هنگام درگیر شدن تو یه فعالیت دارن (دسی و رایان، ۲۰۰۰).
به طور خلاصه، بخش CET از SDT پیشنهاد می کنه که محیط های کلاس درس و خونه می تونن با پشتیبانی یا مسدود ساختن نیاز به خود پیروی و کفایت، انگیزه داخلی رو آسون کردن کنن یا مانع از اون شن. با این حال، لازمه به یاد داشته باشیم که انگیزه داخلی فقط واسه فعالیت هایی اتفاق می افتد که علاقه ی داخلی رو واسه فرد نگه می دارن ـ فعالیت هایی که تازگی دارن، رقابت انگیز هستن یا دارای ارزش اصیل[۵۳] واسه فرد می باشن. واسه فعالیت هایی که اینجور ویژگی هایی ندارن اصول CET کاربرد ندارن. واسه فهم انگیزه واسه فعالیت هایی که ذاتأ باحال نیستن، لازمه که نگاه عمیق تری به وجود و جست و خیز های انگیزه خارجی پرداخته شه (رایان و دسی، a ۲۰۰۰).

[۱] .self – determination theory.
[۲] .growth.
[۳] .integration of the self.
[۴] Greene
[۵] Nisbett
[۶] volitional behavior
[۷] Self – regulation
[۸] type
[۹] quality
[۱۰] Taylor
[۱۱] Ntoumanis
[۱۲] motivation
[۱۳] intrinsic motivation (IM)
[۱۴] extrinsic motivation (EM)
[۱۵] amotivation (AM)
[۱۶] contingencies
[۱۷] Ratelle
[۱۸] Larose
[۱۹] Sene´cal
[۲۰] external regulation
[۲۱] Introjected regulation
[۲۲] identified regulation
[۲۳] integrated regulation
[۲۴] ego enhancement
[۲۵] self
[۲۶] amotivation
[۲۷] Markland
[۲۸] Tobin
[۲۹] learned helplessness
[۳۰] Abramson
[۳۱] Seligman
[۳۲] Teasdale
[۳۳] Vallerand
[۳۴] Autonomous motivation
[۳۵] sense of self
[۳۶] integration
[۳۷] Controlled motivation
[۳۸] Autonomy
[۳۹] Competence
[۴۰] relatedness
[۴۱] mini-theories
[۴۲] Cognitive Evaluation Theory (CET)
[۴۳] Perception of Competence
[۴۴] feelings of competence
[۴۵] Perceived Locus of Causality
[۴۶] external Perceived locus of causality
[۴۷] Internal Perceived Locus of Causality
[۴۸] sense of autonomy
[۴۹] attributional
[۵۰] Internal Perceived Locus of Causality
[۵۱] controlling
[۵۲] informational
[۵۳] authentic

مطالب مرتبط