نظریه‌ی یکپارچگی ارگانیسمی

کلا فرض بر اینه که انگیزه خارجی خود پیرو نیس (دوچارمز، ۱۹۶۸؛ لپر و گرین، ۱۹۷۸؛ به نقل از دسی و رایان، ۲۰۰۰).

با این حال، دسی و رایان (۲۰۰۲) پیشنهاد می کنن که ممکنه یه فرد در حالت خود پیرو به صورت خارجی برانگیخته شده باشه و تحقیق ها روی نظریه ی اتحاد ارگانیسمی (OIT) فرض می کنن در فعالیت هایی که به وسیله بقیه افراد مهم، گروه های اجتماعی و چیزای دیگه ای به جز اینا تایید می شن فرد به صورت داخلی واسه رفتار برانگیخته نیس با این حال با حسی از خود[۳] رفتار می کنه.

میزانی که داخلی سازی و اتحاد اتفاق می افتد سطح خود پیروی در رفتار برانگیخته ی خارجی رو تعیین می کنه. OIT داخلی سازی رو در طول یه پیوستار در نظر می گیرد. اینطوری که هر چی حس خود پیروی بیشتری در انجام یه اتفاق یا فعالیت تجربه شه اون اتفاق یا فعالیت بیشتر با حسی از خود داخلی سازی و کامل سازی می شه (دسی و رایان، ۲۰۰۸).

براساس سطح داخلی سازی یا تنظیم داخلی، انگیزه خارجی به چهار نوع جور واجور (تنظیم خارجی[۴]، تنظیم درون فکنی شده[۵]، تنظیم هویت یافته[۶] و تنظیم کامل[۷]) تقسیم می شه (ون استینکست و همکاران، ۲۰۰۵).

 

 

نظریه ی جهت گیری علّی

نظریه ی جهت گیری علّی[۸] به نقش فرق های فردی در جهت گیری های انگیزشی می پردازه. فرق های فردی در جهت گیری های انگیزشی از راه تجارب افراد با بافت اجتماعی و منابع داخلی رشد یافته به عنوان یافته های این تعامل ها شکل می پیدا کنن. جهت گیری علّی بر منابع داخلی و نقشی که در بافت اجتماعی حاضر بازی می کنن، متمرکزه (دسی و رایان، ۲۰۰۸).

براساس این نظریه افراد طبق برداشت شون از وجود علّیت رفتار خود، یا مکان درک شده ی علّیت (دوچارمز، ۱۹۶۸؛ به نقل از دسی و رایان، ۲۰۰۰) از همدیگه فرق پیدا می کنن. این فرق ها طبق سه جهت گیری علّی انگیزشی کلی مشخص می شن (دسی و رایان، a ۱۹۸۵؛ والرند، ۱۹۹۷).

 

این سه نوع جهت گیری انگیزشی عبارتند از: جهت گیری خود پیرو، کنترل شده و غیر شخصی. هر سه ی این جهت گیری ها در همه ی افراد وجود دارن، اما میزانی که هر فرد یکی از اونا رو اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین بافت های اجتماعی تجربه می کنه متغیره و این تغییرها نسبتأ ثابت هستن (دسی و رایان، ۲۰۰۲).

جهت گیری خود پیرو[۹]، اشاره داره به تنظیم رفتار خود براساس چیزهای مورد علاقه و ارزش های تایید شده ی شخصی (رایان و دسی، ۲۰۰۰).

جهت گیری خود پیرو در آدمایی دیده می شه که رفتارای اونا بر حسی از اراده و باخبر شدن از هدف ها و معیارهای شخصی مبتنیه؛ این افراد رفتار خود رو به صورت انتخابی آزاد، با شروع گری شخصی و خود تنظیم شده نگاه می کنن. اونا فعالانه فرصت هایی رو جستجو می کنن که با ارزش ها و چیزهای مورد علاقه شخصی شون یکی هستن. مشخص شده که این جهت گیری با عزت نفس بالا، خود آگاهی[۱۰]، سطوح بالایی از ارتقای نفس[۱۱] و اتحاد شخصیت[۱۲] و دست یابی موفق به هدف همراه س (دسی و رایان، a ۱۹۸۵؛ هادینگس[۱۳] و کنی[۱۴]، ۲۰۰۲ ).

جهت گیری کنترل شده[۱۵]، شامله بر جهت گیری به طرف کنترل ها و رهنمودهایی که نشون میدن چیجوری باید رفتار کرد (دسی و رایان، ۲۰۰۰).

افراد دارای جهت گیری کنترل شده رفتار خود رو ناراحت از نیروها و درخواست های خارجی یا اجبار های داخلی درک می کنن. این افراد تمایل دارن که از عوامل و اتفاق های مانند تهدیدها، ضرب الاجل ها و انتظارات داخلی شده درباره ی این که چیجوری “باید” رفتار کنن، پیروی کنن. جهت گیری کنترل شده با نگرانی درباره ی عامل های خارجی کنترل (مثل انتظارات اجتماعی، فشار از طرف بقیه، جایزه ها) و بیانات منفی همراه هستن (دسی و رایان، a ۱۹۸۵).

جهت گیری غیر شخصی[۱۶]، اشاره می کنه به دقیق شدن و فوکوس کردن بر شاخص های به درد نخوری[۱۷] و رفتار کردن بدون قصد (رایان و دسی،a 2000). افراد دارای جهت گیری غیر شخصی اعمال خود رو به صورت ناراحت از عواملی می بینن که کنترل از روی قصد کمی بر اونا دارن. براساس نظریه ی راتر (۱۹۶۶) این افراد دارای یه مکان کنترل خارجی[۱۸] هستن، و باور دارن که بدون توانایی یا منابع لازم واسه تنظیم شخصی رفتارای خود می باشن تا بتونن بازده های مورد نظر رو به راه تاثیر به دست بیارن (سواننس، برزونسکی[۱۹]، ون استینکست و بییرس[۲۰]، ۲۰۰۵).

این ادما از راه روند “درموندگی آموخته شده[۲۱]” (سلیگمن[۲۲]، ۱۹۷۲، ۱۹۷۵) حس منفعلی از بی کفایتی رو رشد میدن که اونا رو واسه تجارب شکست آمیز و احساس افسردگی، اضطراب اجتماعی، شرم، عزت نفس پایین، ترس و دشمنی آماده می سازه (دسی و رایان، a1985).

اضطراب

[۱] Organismic Integration Theory

[۲] regulation

[۳] sence of  self

[۴] external regulation

[۵] introjected regulation

[۶] identified regulation

[۷] integrated regulation

[۸] Causality Orientation Theory

[۹] autonomy orientation

[۱۰] self-awareness

[۱۱] ego-development

[۱۲] personality integration

[۱۳] Hodgins

[۱۴] Knee

[۱۵] control orientation

[۱۶] impersonally orientation

[۱۷] ineffectance

[۱۸] external locus of control

[۱۹] Berzonsky

[۲۰] Beyers

[۲۱] learned helplessness

[۲۲] Seligman

مطالب مرتبط