پایان نامه با موضوع راهبردهای مقابله-پایان نامه آماده

3-2-2. متغیر وابسته 46

3-2-3. متغیرهای کنترل 46
3-3. جامعه، نمونه و روش نمونه گیری 46
3-3-1.جامعه 46
3-3-2. نمونه 46
3-3-3. روش پژوهش 46
3-3-4. روش نمونه گیری 46
3-4. ابزار اندازه گیری 47
3-4-1. پرسشنامه راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر(CISS) 47
3-4-2. پرسشنامه اضطراب بک (BAI) 47
فهرست مطالب شماره صفحه
3-5. شیوه نمره گذاری 48
3-5-1.شیوه نمره گذاری پرسشنامه راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر(CISS) 48
3-5-2. شیوه نمره گذاری پرسشنامه اضطراب بک (BAI) 48
3-6. شیوه اجرای پژوهش 49
3-7. شیوه تحلیل داده ها 49
فصل چهارم: یافته های پژوهش
4-1. مقدمه 51
4-2. ارائه یافته ها 52
فصل پنجم: نتیجه گیری، بحث و پیشنهاد
5-1. مقدمه 70
5-2. نتیجه گیری 71
5-3. بحث 72
5-4. پیشنهادهای پژوهش 75
5-5. محدودیت های پژوهش 77
فهرست منابع
منابع فارسی 78
منابع لاتین 80

فهرست جدول ها شماره صفحه
جدول 4-1: مشخصات آزمودنی ها 53
جدول 4-2: توزیع فراوانی مربوط به وضعیت اقتصادی دانشجویان 55
جدول 4-3: درصد راهبردهای استفاده شده توسط آزمودنی ها 56
جدول 4-4: شاخص های آمار توصیفی مربوط به اضطراب 58

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جدول 4-5: میانگین اضطراب آزمودنی هایی که راهبرد مقابله ای آنها مساله مدار
و یا هیجان مدار بوده است. 60
جدول 4-6: شاخص های آمار توصیفی مربوط به راهبردهای مقابله ای 61
جدول 4-7: شاخص های آمار توصیفی مربوط به راهبردهای مقابله ای
و اختلال اضطراب فراگیر. 62
جدول 4-8: نتایج آزمون آماری کروسکال والیس 66
جدول 4-9: میانگین اضطراب دانشجویان شرکت کننده از چهار دانشکده 67
جدول 4-10: نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه 69
جدول 4-11: نتیجه آزمون برابری واریانس ها 69

فهرست شکل ها شماره صفحه
شکل 4-1: درصد مربوط به سن دانشجویان 54
شکل 4-2: درصد مربوط به معدل دانشجویان 54
شکل 4-3: میانگین اضطراب در دانشجویان با سه سطح وضعیت اقتصادی 55
شکل 4-4: درصد راهبردهای مقابله ای استفاده شده توسط دانشجویان 57
شکل 4-5: میانگین اضطراب در گروه مضطرب، با اضطراب متوسط و غیر مضطرب 59
شکل 4-6: میانگین اضطراب در آزمودنی ها با راهبرد مساله مدار و آزمودنی ها با
راهبرد هیجان مدار 60
شکل 4-7: شکل مربوط به راهبرد مقابله ای مساله مدار و سه سطح اضطراب 63
شکل 4-8: شکل مربوط به راهبرد مقابله هیجان مدار و سه سطح اضطراب 64
شکل 4-9: شکل مربوط به راهبرد مقابله اجتنابی و سه سطح اضطراب 65
شکل 4-10: میانگین اضطراب در دانشکده های دامپزشکی، فنی، ادبیات و ریاضی 68

فصل اول:
کلیات پژوهش

1-1. مقدمه
یکی از جدی ترین مسائل بشر از گذشته تا کنون استرس یا فشار روانی بوده است. پیچیدگی زندگی در دنیای امروز به حدی است که مواجهه با انواع استرس و تنیدگی را اجتناب ناپذیر می سازد و مادامی که انسانها ناگزیر به رویارویی با تنیدگی های مختلف هستند، آسیب پذیر بوده و سازگاری آنها با محیط در معرض خطر است. بنابراین کسب مهارت هایی جهت مقابله موثر با استرس ها برای حفظ سلامت جسمی و روانی و بهزیستی انسان از اهمیت خاصی برخوردار است.
رویدادهای پیش بینی ناپذیر و غیر قابل کنترل بیشتر از رویدادهایی که فرد کنترل بیشتری بر آن دارد، سبب استرس می شوند. واکنش انسان ها به استرس متفاوت است به طوری که میزان تحمل فشار در عده ای بسیار بالا و در بعضی پایین است. این تحمل از عوامل متعددی تاثیر پذیر است از جمله عوامل ژنتیکی، تجربیات گذشته فرد، ویژگی های شخصیتی، شرطی شدن های قبلی فرد و تجربیات فرد در محیط خانواده. افراد پرورش یافته در محیط های خانوادگی که تنش در آنها سال ها ادامه یافته معمولا در برابر فشارها واکنش های قوی تری نشان می دهند (رایس ، ترجمه فروغان،1387).
یکی ازآثارمواجهه مداوم با استرس، اضطراب است؛ چراکه اضطراب پاسخی ضروری به استرس است و فرد را به هنگام مواجهه با خطر برای کنش و واکنش آماده می سازد. در حقیقت اضطراب بخش جدایی ناپذیر زندگی انسان ها است و میزان طبیعی آن حتی لازم به نظرمی رسد، زیرا می تواند پاسخی بهنجار و انطباقی تلقی شود که موجب حفظ حیات می گردد. اضطراب موجب می شود برای پیشگیری از خطرات و تهدیدها و یا برای کاهش عواقب آنها دست به کاری بزنیم (فلدمن ،2002، به نقل از کاپلان و سادوک ، ترجمه رضاعی، 1387).
در عین حال تداوم اضطراب می تواند اختلالات اضطرابی را موجب گردد. اختلالات اضطرابی پدیده ای رایج، شناخته شده و فراگیر در کل جمعیت و یکی از شایع ترین اختلالات روانپزشکی هستند که اغلب مزمن شده و نسبت به درمان مقاومت می کنند (کاپلان و سادوک، ترجمه رضاعی، 1387). لذا اختلالات اضطرابی از حیث آثار و تبعاتی که به دنبال دارند، می توانند از زمینه های مطالعاتی حوزه بهداشت روان باشند.
همه ما در مواقعی احساس اضطراب کرده ایم، شاید نگران بودیم که اتفاق ناخوشایندی بیافتد اما علایم افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر چنان است که زندگی عادی شان را مختل می کند. این مشکلات ممکن است شامل بی قراری، کسالت و خستگی ، مشکل تمرکز، تحریک پذیری، تنش عضلانی و یا بی خوابی باشد. به علاوه، این افراد نگران مسائل مختلفی هستند، مثل سلامتی، مشکلات مالی، طرد شدن و عملکرد ضعیف در هرکاری و برایشان سخت است که نگرانی شان را کنترل کنند. بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال احساس می کنند که نگرانی شان ”خارج از کنترل“ است (لیهی و هولاند،2000، ترجمه شهرزاد طالبی).
1-2. موضوع
تاثیر راهبردهای مقابله با موقعیت های استرس زا (CSSS) بر اختلال اضطراب فراگیر (GAD) در دانشجویان دختر دانشگاه شهید باهنر کرمان.
1-3. بیان مساله
پیچیدگی زندگی در قرن اخیر و رشد و پیشرفت در عرصه های مختلف زندگی باعث شده انسان به طور مداوم در معرض استرس های متعدد و اختلالات ناشی از آن قرار گیرد. بر اساس تئوری های روانشناختی، راهبردهای مقابله با استرس نقش اساسی در سلامت روان افراد داشته و مفهوم استرس به تنهایی در توضیح و پیش بینی وضعیت افراد، بدون در نظرگرفتن مهارت های مقابله ای آنها ارزش محدودی دارد و به بیان دیگر، هر چه منابع افراد برای مقابله بهتر باشد؛ کمتر احتمال دارد گرفتار موقعیت هایی شوند که در آنها آسیب پذیرند (جفن و همکاران،2006؛ ولرات و ترگسن ،2000؛ بهروزیان و نعمت پور،1386).
در هر موقعیت فشار زا، راه های مختلفی برای کنار آمدن وجود دارد. روش های مورد استفاده افراد برای مواجهه با این موقعیت ها هم می تواند از ثبات برخوردار باشد وهم می تواند تغییر پذیر باشد. اگرچه استفاده از بعضی روش های کنار آمدن ظاهرا تحت تاثیر عوامل شخصیتی قرار دارند، استفاده از بسیاری از روش های کنار آمدن تحت تاثیر زمینه و بافت آن موقعیت قرار دارد. هر چه فشار روانی و تلاش برای کنارآمدن با آن بیشتر باشد، احتمال بروز نشانگان جسمی و روانشناختی بیشتر است و هر چه احساس تسلط فرد بر موقعیت بیشتر باشد، بهداشت جسمی و روانی وی بالاتر است. گرچه ارزش هر یک از اشکال کنار آمدن، بستگی به بافتی دارد که در آن مورد استفاده قرار می گیرند، معمولا روش حل مساله شکل مناسب تری برای کنار آمدن است تا روش فرار-اجتناب ( پروین و جان ، ترجمه جوادی و کدیور، 1382).
انتخاب راه های مقابله مناسب در برابر فشارهای روانی، از تاثیر تنیدگی بر سلامت روان کاسته و به سازگاری روانی منجر می شود (پااول هان ،1994،به نقل از قریشی راد،1389). به طور کلی طبیعت چند بعدی و نقش دائما در حال تغییر مقابله، برداشت های متفاوت از آن را ایجاب می کند به نحوی که گاه به عنوان منبع شخصیتی و گاه به عنوان پاسخ در نظر گرفته می شود. به نظر برخی تنیدگی در تعامل فرد و محیط قراردارد و نه در رویداد یا در درون فرد و راه های مقابله ای در مواردی به کار برده می شود که پاسخ های عادی ناکافی باشند (وایت ، 1992؛ جکسن و بسما ،1990؛ لازاروس ، 1988؛ فلکمن و لازاروس، 1988؛ به نقل از قریشی راد،1389).
پژوهش ها نشان داده است که تفسیر و برآورد هر فرد از رویدادهای زندگی اش اهمیتی بیش از خود آن رویدادها دارد (کاپلان و سادوک، 2000، به نقل از شاهمیری و قریشی زاده، 1385). کار شناختی به منظور تغییر پاسخ درونی فرد یکی از راهبردهای مقابله ای با رویدادهای تنیدگی زا است چراکه رویدادها به تنهایی میزان استرس را تعیین نمی کنند بلکه آنچه افراد در تکاپوی انجام آن هستند، آنچه به خود می گویند،گرایش ذهنی، انتظارات و نحوه ارزیابی آنها از موقعیت در میزان فشاری که تجربه می کنند تاثیرگذارند ( رایس، ترجمه فروغان،1387).
همانطور که قبلا اشاره شد یکی از آثار مواجهه مداوم با فشارها و تنیدگی ها، اضطراب و اختلالات اضطرابی هستند. اضطراب به عنوان بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد وجود دارد و در حد اعتدال آمیز، به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی می شود. حتی می توان گفت اضطراب به منزله بخشی از زندگی، یکی از مولفه های ساختار شخصیت هر فرد را تشکیل می دهد. به این دلیل است که بعضی از اضطراب های دوران کودکی و نوجوانی را می توان بهنجار دانست و تاثیر مثبت آن را در فرایند تحول پذیرفت، چراکه فرصت را برای افراد فراهم می آورد تا مکانیزم های سازشی خود را در جهت مواجهه با منابع تنیدگی زا و اضطراب انگیز گسترش دهند (دادستان، 1384).
گر چه در برخی موارد اضطراب پاسخی منطقی و حیاتی است اما حالت نابهنجار آن می تواند بر گستره وسیعی از عملکردهای آدمی اثر بگذارد. اضطراب اگر جنبه مزمن و مداوم بیابد، نه تنها نمی توان آن را پاسخی سازش یافته تلقی کرد بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده ای دانست که فرد را از بخش عمده ای از امکاناتش محروم می کند (دادستان،1384). اختلالات اضطرابی یکی از تبعات استرس ها و از شایع ترین اختلالاتی هستند که انسان ها در زندگی تجربه می کنند. این اختلالات علاوه بر اینکه به تنهایی یک اختلال محسوب می شوند؛ همچنین می توانند زمینه ساز و هسته مرکزی بروز سایر بیماری های روانی و جسمی نیز باشند. یکی از انواع اختلالات اضطرابی، اختلال اضطراب فراگیر (GAD) است. این اختلال بیماری مزمنی است که از شیوع بالایی برخوردار است. تخمین های معقولی که در مورد شیوع یکساله آن زده می شود، در طیف سه تا هشت درصد قرار دارد و شیوع آن در طول عمر، هشت درصد گزارش شده که نسبت زن به مرد در این اختلال حدود دو به یک است. همچنین اختلال اضطراب فراگیر احتمالا شایع ترین اختلالی است که همزمان با اختلالات روانی دیگر به ویژه اختلالات خلقی یافت می شود (کاپلان و سادوک، ترجمه رضاعی، 1387).
به نظر می رسد اشاره کوتاه به تعدادی از پژوهش ها که در زمینه متغیرهای این پژوهش انجام گرفته است، ابعاد مساله را روشن تر سازد و در فصل دوم پژوهش به تفصیل به بررسی پژوهش های مختلف در این حوزه خواهیم پرداخت. به عنوان نمونه کاپیتانیو (2008) عقیده دارد که “کنار آمدن” و یا “مقابله” منعکس کننده نوعی تعامل میان فرد و موقعیت است و لذا آسیب پذیری افراد در مقابل استرس ها بر حسب نحوه تعامل آنها متفاوت است. لازاروس و فلکمن (1984، به نقل از اسکرو اور، کریج و گارنفسکی ، 2007، و گیلبار، ارهان و پلیوازکی ، 2005) معتقدند ارزیابی فرد از رویداد استرس زا از این جهت اهمیت دارد که نحوه ارزیابی هر فرد از رویدادهای استرس زا، روش های مقابله ای فرد را که شامل کوشش های رفتاری و شناختی برای مدیریت رویداد می باشد تحت تاثیر قرار خواهد داد.
لگسته، گارنفسکی، ورالست و آتنز (2011) پژوهشی با عنوان راهبردهای مقابله ای شناختی در نوجوانان مبتلا به اختلالات اضطرابی انجام داده و به این نتیجه رسیدند که نوجوانان مضطرب به طور معناداری نمرات بالاتری در استفاده از بعضی راهبردهای مقابله ای مانند نشخوار ذهنی به دست آورده و رویدادهای استرس زا را بیش از دیگران تهدید آمیز ادراک می کنند. همچنین یوپاتل و گرلاچ (2008) نیز نگرانی های افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر را نوعی روش مقابله ای می دانند که فرد را برای مقابله با تنش ها و استرس ها آماده می کند و به همین دلیل این نگرانی ها یکی از مولفه های اصلی این اختلال محسوب می شوند.
در ایران نیز به طور مثال، محمد پور یزدی و همکاران (1388) بر روی مکانیزم های دفاعی مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر هنگام مواجهه با موقعیت های تنیدگی زا تمرکز کرده و دریافته اند که گروه مبتلا و غیر مبتلا به این اختلال به طور معناداری در زمینه استفاده از مکانیزم های دفاعی پخته و کارآمد تفاوت دارند. ویا غرایی، محمدی و اصغر نژاد (1387) بین راهبردهای مقابله ای و اختلالات رفتاری در دانش آموزان رابطه معنی داری به دست آورده اند به طوری که از الگوهای مقابله ای می توان اختلالات رفتاری دانش آموزان را پیش بینی نمود. با توجه به مطالب اشاره شده، به نظر می رسد انجام تحقیقاتی در زمینه اختلالات اضطرابی و راهبردهای مقابله ای در حوزه بهداشت و سلامت روان سودمند خواهد بود. لذا پژوهشگر در این پژوهش قصد دارد که تاثیر راهبردهای مقابله با استرس را بر یکی از این اختلالات یعنی اختلال اضطراب فراگیر مورد بررسی قرار دهد.
1-4. اهمیت و ضرورت
تنیدگی روانی و بحران های روزمره از جمله تهدید های بهداشت جسمانی و روانی است. با توجه به اینکه تنیدگی در زندگی روزمره امری اجتناب ناپذیر است، مطالعه واکنش های انسان در مقابل چنین تنیدگی هایی، زمینه ساز به وجود آمدن ادبیات مربوط به آن بوده است (قریشی راد، 1389). به طوری که از اوایل دهه 1970، بسیاری از محققان به مطالعه پاسخ های هشیاری که افراد در مقابل موقعیت های تنش زا و آشفته از خود نشان می دهند، علاقمند شدند(بیلینگز و موس ، 1984؛ لازاروس، 1988؛ فلکمن و لازاروس، 1988 و اندلر و پارکر ، 1990، به نقل از قریشی راد، 1389). انسان در برخورد با موقعیت های پر تنش پاسخ های متعددی بروز می دهد و اضطراب معمول ترین پاسخ به تنش هاست. چگونگی سازگاری با استرس ها و به عبارت دیگر استفاده از راهبرد هایی که بتواند انسان را در مواجهه با تنش های اجتناب ناپذیر زندگی تجهیز نماید، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
بررسی های اخیر نشان داده اند که اختلالات اضطرابی دارای بیشترین فراوانی در سطح کل جمعیت هستند و اگر چه اضطراب در وهله اول به خصوص در بزرگسالان شناخته شده و فراگیر به نظر می رسد، اما بررسی گام به گام آن از دوران کودکی، نشان دهنده اهمیت و وسعت این اختلال و تنوع شکل گیری و گوناگونی نشانه های آن است تا جایی که برای برخی مولفان، رفتارهای مرضی را می توان به منزله انواع راه حل هایی دانست که کودک در مقابل اضطراب اتخاذ می کند (آژوریا گرا ،1982، به نقل از دادستان، 1384).
اضطراب یکی از شایع ترین اختلالات روانپزشکی در جمعیت عمومی است که شیوع، تنوع و گستردگی آن را به حوزه ای که همواره اهمیت ویژه ای داشته، تبدیل کرده است. در مطالعه ملی ابتلای همزمان، گزارش شده است که از هر چهار نفر یک نفر واجد ملاک های تشخیصی حداقل یک اختلال اضطرابی است و شیوع دوازده ماهه این اختلالات 7/17 % است. زنان با شیوع مادام العمر 5/30 % در مقایسه با مردان با شیوع مادام العمر 2/19 % درصد، آسیب پذیری بالاتری نشان داده اند. گرچه برخی گروه ها نسبت به اضطراب آسیب پذیرترند، اما هیچ انسانی از تاثیرات موقعیت های تنش زا و اضطراب آور مصون نیست (کاپلان و سادوک، ترجمه رضاعی،1387).
زمانی که از اضطراب سخن می گوییم ظاهرا با پدیده ساده ای مواجهیم که ناگزیر از پذیرش آن هستیم اما کمی تعمق در ابعاد مختلف این پدیده نشان خواهد داد که اضطراب و

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *