منابع پایان نامه درباره سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، جامعه مدنی، هنجارهای اجتماعی

میداند. گروهها و جوامعی که این هنجارها بر آنها حاکم است به شکل موثری بر فرصتطلبی و مشکلات عمل جمعی فائق میآیند. این هنجارها با شبکههای انبوهی از مبادلات اجتماعی مرتبط هستند و هر یک دیگری را تقویت میکنند. (کلدی، ۱۳۸۴، ص۱۹۱) پاتنام هنجارهای همیاری (معامله متقابل) به دو نوع متوازن و تعمیمیافته اشاره مینماید. در نوع متوازن با مبادله هم زمان چیزهای با ارزش برابر، مانند مواقعی که همکاران روزهای تعطیلشان را با هم عوض میکنند، مواجه هستیم. اما در نوع تعمیم یافته رابطه تبادلی مداومی در جریان است که در همه حال یکطرفه و غیر متوازان است اما انتظارات متقابلی ایجاد میکند، مبنی بر اینکه سودی که اکنون اعطاء شده، باید در آینده بازپرداخت گردد. (توسلی، ۱۳۸۴، ص۱۶)
اعتماد اجتماعی : پاتنام، اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع، یعنی هنجارهای معاملهی متقابل و شبکههای مشارکت مدنی میداند. از نظر او اعتماد، همکاری راتسهیل میکند و هر چه سطح اعتماد در یک جامعه بالاتر باشد، احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود. (کلدی، ۱۳۸۴، صص۱۹۲-۱۹۱) اعتماد از عناصر ضروری برای تقویت همکاری بوده و حاصل پیش بینیپذیری رفتار دیگران است که در یک جامعه کوچک از طریق آشنایی نزدیک با دیگران حاصل میشود؛ اما در جوامع بزرگتر و پیچیدهتر یک اعتماد غیر شخصیتر یا شکل غیر مستقیمی از اعتماد ضرورت مییابد. پاتنام به دو نوع اعتماد شخصی و اعتماد اجتماعی اشاره دارد. اعتماد اجتماعی یا تعمیمیافته، شعاع اعتماد را از فهرست کسانی که شخصاً میشناسیم فراتر میبرد و همکاری گستردهتر در سطح جامعه را موجب میگردد. ( توسلی، ۱۳۸۴، ص۱۶)
پاتنام به اشکال و مصادیق مختلف سرمایه اجتماعی توجه کرده و برای فهم و ارزیابی سرمایه اجتماعی به چهار ممیزه اشاره نموده است، که عبارتند از:
۱-سرمایه اجتماعی رسمی و سرمایه اجتماعی غیر رسمی: برخی اشکال سرمایه اجتماعی خیلی رسمی هستند مثل انجمن اولیاء و مربیان، انواع اتحادیهها و … . برخی اشکال دیگر سرمایه اجتماعی نظیر انواع مهمانیها، بازیهای ورزشی و … خیلی غیر رسمیتر هستند.
۲-سرمایه اجتماعی عمقی و سرمایه اجتماعی سطحی: پاتنام به مفاهیم پیوندهای قوی و ضعیف اشاره دارد که برای اولین بار توسط مارک «گرانوتر»۷۰ مطرح گردید. پیوندهای قوی به نزدیکی و فراوانی ارتباطات اشاره دارد. در حالی که پیوندهای ضعیف به آشناییهای گذری بر میگردد. گرانوتر با تأکید بر اهمیت پیوندهای ضعیف در مقایسه با پیوندهای قوی برای دستیابی به شغل، نشان داد که احتمال پیدا کردن شغل در پیوندهای ضعیف بیشتر است. پاتنام پیوندهای ضعیف را در شکلگیری همیاری تعمیمیافته مفید میداند، حال آنکه پیوندهای قوی هم به نوبه خود برای اهداف دیگری نظیر حمایتهای اجتماعی میتوانند مفید باشند.
۳-سرمایه اجتماعی دروننگر۷۱ و سرمایه اجتماعی بروننگر۷۲: گروههای دروننگر آنهایی هستند که به حفظ و کسب منافع داخلی برای اعضای گروه توجه بیشتری دارند و عوایدشان نصیب اعضای گروه میشود، در حالی که گروههای بروننگر به خیر و رفاه عمومی توجه بیشتری دارند. ( پوتنام، ۱۳۸۰، ص۳۰۰)
۴- سرمایه اجتماعی درونگروهی۷۳ (انحصاری) و سرمایه اجتماعی برونگروهی۷۴ (ارتباطی): سرمایه اجتماعی درونگروهی (انحصاری) حول خانواده، دوستان صمیمی و سایر خویشاوندان نزدیک بنا شده است؛ این نگاهی درونگرایانه است و افراد متعلق به یک رده جامعهشناختی مشابه را گردهم میآورد؛ این نگاه به تقویت هویتهای انحصاری و گروههای همگون گرایش دارد. در عوض، سرمایه اجتماعی ارتباط دهنده (جامع)، افراد را با آشنایان دورتری که در حلقههایی غیر از حلقه خودشان هستند، ارتباط میدهد؛ این نوع سرمایه به جای اینکه یک گروه کوچک و محدود را تقویت کند، به ایجاد هویتهایی وسیع و بدهبستان گستردهتر گرایش دارد. (فیلد، ۱۳۸۶، ص۱۰۸)
پاتنام در تحقیق تجربی خود در ایتالیا ادعا میکند که علت تفاوت عملکرد نهادهای سیاسی و اقتصادی در نواحی مختلف ایتالیا ناشی از تفاوت آنها در زمینه تحقق اجتماع مدنی است. به اعتقاد پاتنام، تفاوت در سرمایه اجتماعی علت اصلی ایجاد تفاوت بین مناطق مختلف در زمینه اجتماع مدنی است. به عبارت دیگر، مناطق دارای سرمایه اجتماعی زیاد، دارای اجتماع مدنی زنده و پرشوری بوده و در نتیجه، اقتصاد پررونق و نهادهای سیاسی فعالی دارند ولی مناطق دارای سرمایه اجتماعی اندک، هم در عرصه اجتماع و هم در عرصه سیاست دچار مشکل هستند. این تأیید همان جمله معروف «وربا»۷۵ است که: هم ظرفیت و هم انگیزه مشارکت افراد در سیاست، ریشه در نهادهایی دارد که اساساً غیر سیاسی هستند، نهادهایی که فرد در طول حیات با آنها در ارتباط است. پاتنام در تحقیق خود به این نتیجه رسید که وجود روابط افقی در مناطق شمالی ایتالیا( یعنی مشارکت گسترده در فعالیتهای گروهی، اعتماد اجتماعی و همکاری) سبب پیدایش دموکراسی بهتر و توسعه اقتصادی بیشتر شده است. در حالی که وجود روابط عمودی در مناطق جنوبی ایتالیا ( یعنی تمرکز قدرت در میان زمینداران، مشارکت اجتماعی اندک مردم و تخصیص فردگرایانه فرصتها) منجر به نابرابری اجتماعی شده است. پاتنام ریشههای این وضعیت را در گذشته دور دنبال کرده و به این نتیجه رسیده که: نمی شود گفت که جوامع چون ثروتمند هستند، مدنی میشوند بلکه برعکس، چون مدنی هستند، ثروتمند میشوند. خلاصه اینکه، ادعای پاتنام این است که وجود فرهنگ مدنی قوی یا سرمایه اجتماعی، بستر شکلگیری دموکراسی و رشد اقتصادی میباشد. پاتنام معتقد است که سرمایه اجتماعی اثرات نیرومندی بر بسیاری از ابعاد گوناگون زندگی ما دارد. برخی از این اثرات عبارتند از: میزان پایین جرم و جنایت، بهداشت بهتر، طول عمر بیشتر، موفقیت تحصیلی بیشتر، سطوح برابری درآمدی، رفاه بیشتر برای کودکان و سوء استفاده کمتر از آنها، فساد اداری کمتر و عملکرد بهتر دستگاههای دولتی و عملکرد اقتصادی بهتر از طریق اعتماد بیشتر و کاهش هزینههای معامله با یکدیگر. ( شارع پور، ۱۳۸۵، صص۳۸-۳۵)
۲-۲-۱۰-۲-۲- فرانسیس فوکویاما
سرمایه اجتماعی را به سادگی میتوان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزشهای غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند. البته از نظر فوکویاما هر گونه مشارکت در ارزشها و هنجارها منجر به تولید سرمایه اجتماعی نمیشود بلکه فقط آن دسته از هنجارهایی که مبتنی بر صداقت، انجام تعهدات و ارتباطات متقابل میباشند، میتوانند در تولید سرمایه اجتماعی موثر باشند. از دید فوکویاما، یکی از منابع اصلی برای تولید سرمایه اجتماعی در سطح جهانی، خانواده است ولی او به نقش ساختار و کارکردهای خانواده در تولید این نوع سرمایه توجه چندانی نکرده است.
فوکویاما به ذکر دو ویژگی مهم سرمایه اجتماعی میپردازد: اول این که، سرمایه اجتماعی متعلق به گروههاست نه افراد. دوم این که، سرمایه اجتماعی لزوماً امر مطلوبی نیست. (شارع پور، ۱۳۸۵، صص۴۰-۳۹)
فوکویاما در رابطه با سرمایه اجتماعی، هنجارهای اجتماعی را به دو قسمت تقسیم میکند:
هنجارهای مولد سرمایه اجتماعی ۲. هنجارهای غیر مولد
هنجارهای مولد سرمایه اجتماعی به ارتقای همکاری میان اعضای گروه منجر میشود و اساساً شامل سجایایی چون صداقت، تعهدات و ارتباطات دو جانبه نیز میباشد. اما هنجارهای غیرمولد بر خلاف هنجارهای مولد سرمایه اجتماعی کمکی به ارتقای همکاری میان اعضای گروه نخواهد کرد. پس ممکن است در جامعهای سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل را نبینیم ولی هنجارهای اجتماعی قوی، آن هم از نوع غیر مولد سرمایه اجتماعی وجود داشته باشد، مثل عدم اعتماد به دیگران. جامعهای که افراد حتی نباید به پدر و مادر خود اعتماد کنند، دارای یک هنجار اجتماعی قوی غیر مولد سرمایه اجتماعی است. فوکویاما در ادامه، اضافه میکند که البته تشکیل گروههای موفق، در نبود سرمایه اجتماعی با استفاده از انواع مکانیسمهای مشارکتی رسمی مانند قراردادها، نظام سلسلهمراتب، اساسنامهها، نظامنامهها، و مانند آن، کاملاً امکانپذیر است. اما در هنجارهای غیررسمی به طور فوق العادهای، هزینه بده و بستانهایی را که مستلزم این نوع مکانیسمها است، کاهش داده و تحت شرایطی معین میتواند به میزان بالاتری از سازگاری گروهی را تسهیل کند. (کلدی، ۱۳۸۴، صص ۱۸۸-۱۸۷)
فوکویاما سرچشمه سرمایه اجتماعی را در منابع زیر جستجو میکند:
۱.هنجارهایی که به صورت نهادی ساخته شدهاند؛ این هنجارها در نتیجه کنش قصدمند موثر بر اجتماع، به طور کلی مثلاً از طریق نهادی مانند دولت تدوین میشوند، نهادهای رسمی مانند قوانین و نظامهای قانونی نیز در طول زمان هنجارهای رسمی درست میکنند، این هنجارها به دو صورت عقلانی و غیرعقلانی وجود دارند.
۲.هنجارهای خودجوش؛ این هنجارها از کنشهای متقابل اعضای یک اجتماع به وجود میآیند. هنجارهای تعاونی و همکاری متقابل، نمونه ای از هنجارهای خودجوش هستند.
۳.هنجارهای برونزاد؛ یعنی هنجارها از جاهایی غیر از همان جایی که در آن به کار رفته است سرچشمه میگیرند. دین، ایدئولوژی و فرهنگ و تجربه تاریخی مشترک در این خصوصیت دارای اهمیت هستند. این هنجارها با ارزشهای معنوی سنتی مانند؛ صداقت، پایبندی به تعهدات، عملکرد، قابلیت اطمینان در انجام وظایف (وظیفه شناسی)، رابطه متقابل و نظیر آن، مرتبط هستند.
۴- هنجارهایی که از طبیعت ریشه گرفتهاند( ساختمندیهای طبیعی ): مثل خانواده، نژاد و قومیت. (فوکویاما، ۱۳۷۹، صص ۱۳-۱۱)
فوکویاما معتقد است جوامع مدرن به جای آن که درصدد باشند که اخلاق اعضایشان را بهبود بخشند، در جستجوی تأسیس نهادهایی چون؛ حکومت متکی بر قانون اساسی و مبادله مبتنی بر بازار آزاد هستند تا رفتارهای اعضای خود را نظاممند کنند. او معتقد است جامعه مدرن بدون پشتوانه مذهب، فرهنگ و سنت تاریخی از پایه فرو خواهد ریخت.
فوکویاما سرمایه اجتماعی را جزء اساسی جامعه مدنی میداند و در عین حال معتقد است نهادهای جامعه مدنی، در ایجاد سرمایه اجتماعی و انتقال ارزشها و رفتارهای مدنی، نقش کلیدی دارند. شناخت ارتباط بین شبکههای اجتماعی جامعه مدنی و محیط انجمنی، مانند حکومت محلی، برای درک سرمایه اجتماعی ضرورت دارد. سرمایه اجتماعی میتواند در کوچکترین و پایهایترین گروه اجتماعی، یعنی خانواده و نیز در بزرگترین گروه یعنی ملت و در همه گروههای دیگر مابین اینها تجسم یابد. سرمایه اجتماعی از دیگر اشکال سرمایه انسانی متفاوت است، چرا که معمولاً از طریق سازوکارهای فرهنگی نظیر؛ مذهب، سنت یا عادت تاریخی، انتقال پیدا میکند. بنابراین، سرمایه اجتماعی از روابط نهادی یک جامعه مدنی شاداب و مبتنی بر فردگرایی همبستگی محور و شهروندی فعالانه تشکیل شده است. (پاول، ۱۳۸۷، ص۱۳۲)
جدول(۱۰-۲) تعریف سرمایه

دیدگاهتان را بنویسید